چهارشنبه ۳ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۹
متن روضه شب عاشورا(روضه مکتوب شب دهم)

حوزه/ هرچه عاشورا پیش‌تر رفت، داغِ حسین (ع) سنگین‌تر شد؛ تا آنجا که در آخرین ساعات، جز او کسی برای دفاع از خیمه‌ها باقی نمانده بود. آن لحظه‌ها، اوجِ غربت کربلا و آغازِ بزرگ‌ترین مصیبت اهل‌بیت (ع) بود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفای ایشان، متن روضه‌های ویژه دههٔ نخست ماه محرم را که توسط خطبا و مداحان اهل‌بیت (ع) ارائه می‌شود، به محضر ارادتمندان و دلدادگان مکتب عاشورا تقدیم می‌کنیم.

السلام علیک یا اباعبدالله...

آن روز که به داغ غمت مبتلا شدیم / دل خون‌تر از شقایق دشت بلا شدیم

ما یادمان که نیست ولی راستی حسین / با درد غربت تو کجا آشنا شدیم

ممنون از اینکه آمدی آقای ما شدی / ممنون از اینکه نوکر این خانه ما شدیم

چه زود دهه محرم داره تموم میشه! امشب روزیِ سالت رو از اباعبدالله بگیر، به ارباب بگو آقا جان ما رو هم ببرید تو کشتی نجاتتون، به آقا بگو از اون نگاهی که به زُهیر کردی و زهیر رو عاقبت بخیر کردی به ما هم بنداز...

از امشب دیگر لحن سلام‌های بر حسین علیه‌السلام با شب‌های دیگر خیلی فرق می‌کند. از امشب اگر خواستی بر حسین سلام بدهی، باید این‌گونه سلام عرض کنی:

«السَّلَامُ عَلَی الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ» سلام بر آن سرِ بالای نیزه رفته.

«السَّلَامُ عَلَی الْمَنْحُورِ فِی الْوَرَی» سلام بر آنکه در میان مردم سرش بریده شد؛ یعنی سلام بر آقایی که جلو چشم‌های زینب سلام‌الله‌علیها سرش را بریدند.

«السَّلَامُ عَلَی الْأَعْضَاءِ الْمُقَطَّعَاتِ» سلام بر آن اعضای قطعه‌قطعه شده.

«السَّلَامُ عَلَی الْبَدَنِ السَّلِیبِ» سلام بر آن بدنی که غارت شد؛ حتی یک لباس برایش نگذاشتند.

«السَّلَامُ عَلَی الْقَتِیلِ الْمَظْلُومِ» سلام بر آقایی که مظلومانه کشتنش.

«السَّلَامُ عَلَی الشَّیْبِ الْخَضِیبِ» سلام بر آن محاسنِ به خون خضاب شده.

«السَّلَامُ عَلَی الْخَدِّ التَّرِیبِ» سلام بر آن گونهٔ خاک‌آلود.

عرب وقتی «خَدّ» را در کنار «تَریب» قرار می‌دهد، معنایش این است که این صورت به زمین خورده و خاک‌آلود شده است. یعنی هر باری که این صورت روی زمین افتاد، امام زمان علیه‌السلام سلام داده‌اند.

مقتل می‌گوید: سه جا این صورت روی زمین افتاد...

یا صاحب‌الزمان! معذرت می‌خواهم...اولین جا زمانی بود که:«فَوَقَفَ یَسْتَرِیحُ سَاعَةً وَقَدْ ضَعُفَ عَنِ الْقِتَالِ» ضعف بر اندام مبارکش چیره شده بود. ایستاد تا اندکی استراحت کند.«فَبَیْنَا هُوَ وَاقِفٌ إِذْ أَتَاهُ حَجَرٌ فَوَقَعَ عَلَی جَبْهَتِهِ، فَأَخَذَ الثَّوْبَ یَمْسَحُ الدَّمَ عَنْ جَبْهَتِهِ»

در این هنگام ناگهان سنگی آمد و بر پیشانی مبارکش اصابت کرد. لباسش را بالا زد تا خون را از پیشانی پاک کند.«فَأَتَاهُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ لَهُ ثَلَاثُ شُعَبٍ فَوَقَعَ عَلَی قَلْبِهِ» ناگهان تیر سه‌شعبهٔ زهرآلودی به قلب مبارکش اصابت کرد.

«ثُمَّ أَخَذَ السَّهْمَ فَأَخْرَجَهُ مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِهِ فَانْبَعَثَ الدَّمُ کَأَنَّهُ مِیزَابٌ فَضَعُفَ عَنِ الْقِتَالِ وَوَقَفَ» سپس تیر را گرفت و از پشت سر بیرون کشید. خون مانند ناودان فوران کرد. توان جنگیدن از آن حضرت سلب شد و از حرکت باز ایستاد.

یک وقت صالح بن وهب ملعون چنان نیزه‌ای به پهلوی حضرت زد: «طَعَنَهُ صَالِحُ بْنُ وَهْبٍ الْمُرِّیُّ عَلَی خَاصِرَتِهِ طَعْنَةً»

که...«فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ علیه‌السلام عَنْ فَرَسِهِ إِلَی الْأَرْضِ عَلَی خَدِّهِ الْأَیْمَنِ»«سقط» یعنی افتادنِ بی‌اراده. حضرت از اسب بر زمین افتاد و سمت راست صورتش روی خاک قرار گرفت...

اما دومین جایی که با صورت به زمین افتاد، آن‌جا بود که تا از اسب به زمین افتاد: «حَمَلُوا عَلَیْهِ مِنْ کُلِّ جَانِبٍ»

از هر سو به امام حمله کردند. «فَضَرَبَهُ زُرْعَةُ بْنُ شَرِیکٍ عَلَی کَتِفِهِ الْیُسْرَی» زرعة بن شریک ـ لعنةالله علیه ـ ضربه‌ای بر کتف چپ امام زد. «وَضَرَبَهُ آخَرُ عَلَی عَاتِقِهِ الْمُقَدَّسِ بِالسَّیْفِ» دیگری با شمشیر ضربه‌ای بر دوش مقدس امام وارد آورد «ضَرْبَةً کَبَا بِهَا لِوَجْهِهِ»

یک وقت دیدند ابی‌عبدالله علیه‌السلام با صورت به زمین افتاد. «وَکَانَ قَدْ أَعْیَا وَجَعَلَ یَنُوءُ وَیُکِبُّ»

بعد از این ضربت، به زحمت می‌نشست و بر روی زمین می‌افتاد و خیزان حرکت می‌کرد...

بمیرم برات آقا...

سومین جایی که صورت به زمین نشست، آن‌جایی بود که شمر ملعون وارد گودال شد و: «وَالشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَی صَدْرِهِ» با چکمه روی سینهٔ حسین علیه‌السلام نشست..

یا صاحب‌الزمان! معذرت می‌خواهم...

یک وقت سر را برگرداند، صورت روی خاک نشست...فقط یک جمله می‌گم: «السَّلَامُ عَلَی مَذْبُوحٍ مِنَ الْقَفَا» سلام بر آقایی که از پشت سر، سرش را بریدند...

تو را با خشکی ِلب ذبح کردند / به پیش چشم زینب ذبح کردند

تورا با سُمِّ مرکب زَجر دادند / تو را چه نامرتب ذبح کردند

حسین جان....

جای گریه، حسین می‌بینی / خون به چشمان خواهرت جاری‌ست

وقت مغرب رسیده از گودال / همه رفتند، شمر ول‌کن نیست!

و لعنةُ الله عَلی القوم الظالمین

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha